گلایه
«یادمان باشد که این روزها برای همه ما می گذرد و هیچ وقت هیچ چیز ماندگار نیست.»
یه وقتایی یه جاهایی
آدم از زندگیش سیره
می خواد از غصه ها دور شه
ولی پاهاش به زنجیره
یه وقتایی آدم یک جا
دلش می گیره از دنیا
فریب پشت هر لبخند
دروغ ِ مهربونی ها
کسی محرم نبود با من
نه هم غصه نه یک همدم
همه زخم زبوناشون
یه دردی شد روی دردم
دیگه از آدما خستم
دیگه نای ِ شکستن نیست
یه لای کار بیهودست
کسی هم غصه با من نیست
به هر کس اعتمادم رو
سپردم دشمنی دیدم
که حتی از تن و سایم
مثل بیگانه ترسیدن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ ساعت 17:52 توسط رضارنجبرحیدری
|
باسلام