در شبي تاريك

كه صدايي با صدايي در نمي آميخت
وكسي كس را نمي ديد از ره نزديك،
يك نفرازصخره هاي كوه بالارفت
و به ناخن هاي خون آلود
روي سنگي كند نقشي را و از آن پس نديدش هيچكس ديگر

 

"سهراب سپهری"