دلم واسه دریا و سکوتش تنگ شده
در شبي تاريك
كه صدايي با صدايي در نمي آميخت
وكسي كس را نمي ديد از ره نزديك،
يك نفرازصخره هاي كوه بالارفت
و به ناخن هاي خون آلود
روي سنگي كند نقشي را و از آن پس نديدش هيچكس ديگر
"سهراب سپهری"
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۴ ساعت 18:32 توسط رضارنجبرحیدری
|
باسلام