باز باران بی ترانه

گریه هایم عاشقانه

می خورد بر سقف قلبم

یاد ایام تو داشتن

می زند سیلی به صورت

باورت شاید نباشد

مرده است قلبم ز دستت

فكر آنكه با توبودم

با تو بودم شاد بودم

توی دشت آن نگاهت

گم شدن در خاطراتت